ضمن سپاس از دوستاني كه با حضور گرم شان تا به امروز بنده را همراهي كردند
اعلام مي كنم دومين شماره مجله تخصصي شعر ( همين فردا بود ) كه حاوي اشعار و
مقاله ها و مطالب بسيار جذاب و متفاوتي مي باشد
توسط آقاي : سيد مهدي موسوي و ...منتشر شد
عزيزاني كه قصد تهيه مجله را دارند ( خصوصا دوستان شيرازي ) برای تهیه راحت و
سریع مجله با بنده تماس بگیرند
و حالا شعري كه بعد از تولدش واقعا سر حالم آورد
يك خط بعد ، بعد تر از ايستگاه ِبعد
مردي سوار شد [تو كجا!؟] [گيجراه ِبعد!]
يك خط بعد ـــ بعد ته ِخط [پياده شو!]
و من پياده ميـ/نشدم!ــ
و سه ماه ِبعد در بند ِچار توي اتاق سي و يكم
مبهوت ِروزهاي ِسيا...سيـ...سياه ِبعد ـــ
ـــ كه هي خيال مي شوي و راه مي روي
در راه دادگاه ... و هي دادگاه ِبعد
حالا دو سال رد شده از من از ايستگاه
از سر به نيستگاه كه بي.../ـــ
بي گناه ِبعد!
ــــــــــــــــ
يك مرگ ِچند فوريتي توي راهرو
مظنون ِبعد! پيرهن راه راه ِبعد!
***
۱
( آزادي از كدام قفس نعره مي كشي )
اينها صداي توست كه در بُعد ِ پنجم است
در من صدات را خفه كردند سايه ها
آدم فروش ها! خطري ها! كنايه ها!
دارم هلاك مي شوم و اين گلايه ها
لبخند مي زنند به آدم!/ـــ
دو ماه ِ بعد
ـــــــــــــــ
امروز هم كه سايه ي يك روز ديگر است
اعصاب ِقرص هاي ِمن از من قوي تر است
گم كرده ايستگاه ِتو را گيجگاه ِمن
لعنت به روزهاي سيا...سيـ...سياه ِ من
................
[ مردك پياده شو! چي مي گي ؟ هي: سياسيا!!!]
اصغر معصومي
۱ـ تو جاودانه در همه كس نعره میکشی آزادي از كدام قفس نعره ميكشي
محمود رضا برامكه
